قالب بلاگdownload قالب وبلاگقالب وبلاگGames

غیر قابل انتشار ...
دلم می خواد یه چیزایی بگم : اجازه هست ؟!
نويسندگان
لینک دوستان

 شما می دونید ما کی قراره 

 

                                                                   را رو بندازیم وسط ؟

 

من دارم میام ...




 
 
[ شنبه 21 خرداد 1390  ] [ 7:41 PM ] [ یه آشنا ]

 می گن 

ممنوعـــــه !

ولی ما انجامش میدیم ...

 

گاهی انتظار ، دیدار را شیرین می کند ...




 
 
[ شنبه 21 خرداد 1390  ] [ 5:11 PM ] [ یه آشنا ]

 نمی دونم تازگیا چقدر بدگمان شده ام . مثلا فکر می کنم بعضی از تمام پست هام ! کمی تغییر می کنند . من که میگم کار همین رمال ها و جادوگرای بالایی ها است ولی می گن شما بیخودی بدگمانید و سوء ظن دارید . 

خداییش شما نگا کنید : ببینید اصلا چیزی تغییر کرده یا نه ....؟

 

گویا باز هم جهت رفع سوء تفاهم " ادامه مطلب " الزامی است 

 


ادامه مطلب

 
 
[ شنبه 21 خرداد 1390  ] [ 12:51 PM ] [ یه آشنا ]

 گاهی اوقات که امار وبلاگم یهویی میره بالا حسابی کیف می کنم ولی اینکه بعدش بگردم تو وبلاگ تا ببینم این وسطا چی کم شده یکم زوره !

امروز هم امار یه تکونی خورده ولی چون تنبلیم میشه یه مسابقه می ذارم ببینم کی می تونه بفهمه تو کدوم پستم یه چیزایی آب رفته ؟

 

آخه دوستان :

بعضی چیزها اونقدر که ظاهرشون نشون میده خوب نیستند 

بعضی چیزها ها هم اونقدر که نشون می دن بد نیستند !

 

 

گاهی اوقات چشم ها را باید شست ، جور دیگری باید دید ...




 
 
[ شنبه 21 خرداد 1390  ] [ 11:57 AM ] [ یه آشنا ]

 يك مقام مسئول در وزارت سربازان گمنام جزئياتي از نفوذ دستگاه امنيتي كشورمان در كانون اپوزيسيون خارج كشور و فرايند شكست پروژه آمريكايي - صهيونيستي "دولت در تبعيد" را تشريح كرد.

به گزارش یه جایی به نقل از فارس، اين مقام مسئول در حوزه امنيت داخلي  اظهار داشت:‌ «پس از آنكه دشمنان در جريان فتنه 88 كه با توجه به بديع بودن متغيرهايش متفاوت‌ترين فتنه در طول عمر جمهوري اسلامي بود، موفق به پيشبرد پروژه براندازي نرم جين ‌شارپ نشد اقدامات سخت‌افزارانه را در دستور كار قرار داد.»
 
وي ادامه داد:‌ «طراحان ناكام پروژه جنگ نرم از جمله جوزف ناي به اين فكر افتادند كه با توجه به جايگاه اقوام و مذاهب در ايران متوسل به اقدامات سخت و عمليات‌هاي خرابكارانه در كشورمان شوند.»
 
اين مقام مسئول  گفت: «بنياد آمريكايي دفاع از دموكراسي (PDD) در يكي از جلسات خود كه 3 ساعت طول كشيد تشكيل "دولت در تبعيد" را تصويب كرد كه مأموريت اجراي اين پروژه به دنيس راس معاون امور خاورميانه اوباما سپرده شد.»
 
وي افزود: «تحقق دولت در تبعيد نيازمند چهره‌اي برخوردار از سوابق اجتماعي و مذهبي بود و بر همين اساس سرويس اطلاعاتي آمريكا شناسايي و جذب عناصر مناسب براي رهبري دولت مذكور را در دستور كار قرار داد.»
 
به گفته اين مقام امنيتي در آن ايام محمدرضا مدحي كه داراي وجهه سابقه طولاني خدمت در نهادهاي انقلابي بود و در بانكوك به تجارت جواهرات و سنگ‌هاي قيمتي اشتغال داشت، مورد توجه سفارت آمريكا در تايلند قرار گرفت.
 
«اين فرد خيلي زود از طريق سرويس اطلاعاتي آمريكا براي پيوستن به جريان ضد انقلاب خارج از كشور جذب شد و در سفري به عربستان با مقامات آمريكايي از جمله هيلاري كلينتون وزير امور خارجه اين كشور ديدار كرد.»
 
مقام مسئول در حوزه امنيت داخلي  ادامه داد: «مدحي با پذيرش همكاري با آمريكا و اپوزيسيون خارج نشين و طرح ادعاي سازماندهي هزاران نفر از نيروهاي داخلي جنبشي را تحت عنوان "جمع ياران" تشكيل داد.»
 
ادامه به همراه تصویر دریافتی از سربازان گمنام در ادامه ...


ادامه مطلب

 
 
[ جمعه 20 خرداد 1390  ] [ 11:23 PM ] [ یه آشنا ]

 یه عمر فقط حرف زدم ...

                                                خیلی ها اومدن و رفتند ...

                                                                                                      و من هنوز ...

  

                                                                                                                              سلام من هستم ...

تو یه غروب روز جمعه ...




 
 
[ جمعه 20 خرداد 1390  ] [ 8:00 PM ] [ یه آشنا ]

 يك مقام اطلاعاتي تشريح كرد؛

جزئيات نفــوذ دستگاه امنيتــي ايـــران در اپوزيسيون خارج‌نشيِِــن
( همراه با تصاوير اختصاصی از نيروهای فعال جان بر کف )
 
هماهنگی ها صورت گرفت . بزودی در همين وبلاگ ...



 
 
[ جمعه 20 خرداد 1390  ] [ 6:16 PM ] [ یه آشنا ]

 

طرف رو تخت نشسته بود و اون طرفتر ، ایرانیه روی فرش کف زمین ...

یارو لباس نظامی تنش کرده بود و هی گنده می اومد :

ما هر معاهده که بر ضد ایران باشد را پذیرفته و عمل می کنیم .

ما به گروه های القاعده و .... کمک مالی می کنیم .

ما با امریکا و دار و دسته نیویورکیش بر علیه ایران همکاری می کنیم .

ما حزب الله و حماس و ... که طرف ایرانند را در موضع ضعف قرار خواهیم داد .

ما جهت لجبازی و سیخ زدن ایران خلیج همیشه فارس رو باز هم خلیج فارس می گوییم ( اسم دیگه که ندارد . همینه دیگه ! )

ما اسراییل را به ضد ایران به رسمیت می شناسیم ...

طرف دهنش کف کرده بود از بس که فک زده بود . 

گفت : ببینم عجم ! تو چرا صدات در نمی یاد ؟

ایرانیه با یک تیغ ریش تراشی بدست گفت : 

عزیزم ! من دارم عمل می کنم ...

چند لحظه بعد صدایی اومد : صدای فرو ریختن یه تخت دیگر :

من همیشه از این عجم ها خوشم نمی اومد ....




 
 
[ جمعه 20 خرداد 1390  ] [ 5:14 PM ] [ یه آشنا ]

 من اعتراف کردم که سبــــز هستم .

 

اینوریا گفتن : طرف خودش می گه . از اون سبزهای خاکیه . طرف خودیه ...

اونوریا گفتن : طرف میگه سبزم . سر و صورت خاکیش هم شما اینجوری کردید . اون از ماست ...

.

.

بذارید یه چیزی بگم ؛  تو بحث آبی و قرمز ها :

مـــن از اون تیم ملـــی هاشــــم ....!!




 
 
[ جمعه 20 خرداد 1390  ] [ 1:17 PM ] [ یه آشنا ]

 نمی تونم ساکت بشینم و چیزی نگم :

 

"کوچک که بودی برای داشتن بهترین اسباب بازی های دنیا دعا می کردی.برای خانه ای پر از خوراکی ،برای کمی بیشتر تاپ سواری ...یادت هست؟ بزرگ تر که شدی آرزو برایت قبول شدن امتحان و دانشگاه رفتن،کار و در آمد بود.به یاد داری؟ امروز هم... نمی دانم.نمی دانم دنیای آرزوهایت امروز تا کجا فکر می کند و دلداده کدام آیین است،نمی دانم حواس دلت امروز زمام دار چه کسانی است ..تا کجا تقوا دارد و چقدر مهربان است....اما لیلةالرغائب را مراقب آرزوهایت باش...
 
راه آسمان، خدا، اجابت، بخشش شاید در نظرت سخت بیاید.طولانی. دست نیافتنی. اما امشب که عاشق شوی پیاده هم می شود تمام آن مسیر طولانی را ساده به پایان رساند بی هیچ سخنی از رنج و کم طاقتی بندگان. می شود کوله بار دنیا را هر قدر هم سنگین از شانه هایت پایین بکشی تا دل کوچکت را به بی کران  آسمان گره بزنی، برای ثانیه ای خدا...
امشب از هر کجای این دنیای بزرگ که در بزنی، صاحبخانه برای استقبال می آید.با طبقی از آرزوهایی که می خواهی...امشب ..لیلة الرغائب ...مراقب آرزوهایت باش...
 
امشب چه سیاه باشی و چه سپید،هر چه قدر که نا امید،هر چه که بخواهی از خدا ،امیدوار باش به اجابت...
امشب اعانت جستن به فضل و کرمش برای آنکه امید دارد،مباح است...
 
امشب تمام فرشته ها از ثلث شب که بگذرد در میان کعبه به خدا برای بخشش بندگان روزه دار رجب دعا می کنند...
لیلة الرغائب تو مختاری برای انتخاب آنچه می خواهی،برای داشتن گوشه ای از تقدیری که آرزویش داری، برای آنچه می خواهی باشی...  
 
گریزی به اعمال این شب و نیم نگاهی به دعا ها و معانی درد دلت با خدا می ارزد به تجربه حس گوش دادن کسی به تمام آنچه می خواهی ،بیشتر از همیشه و هر روز...می ارزد به یک دل سیر دعا...به لذت گفتن یک طومار آرزو... 
امشب می شود خیلی چیزها از خدا خواست. دنیا و آخرت را، ثروت و تملک را ،بندگی،قدرت،گذشت،آرامش و ... خودخودخود خدا را... "
 
راستی ادامه مطلب یادتون نره !!




 
 
[ پنج شنبه 19 خرداد 1390  ] [ 11:34 PM ] [ یه آشنا ]

 " در سال ۱۳۳۵ در شهر اراک به دنیا آمد

 دارای مدرک کارشناسی ارشد راه و ساختمان و کارشناسی ارشد معماری است.
وی که در سوابقش عضویت در شورای جهاد سیستان و بلوچستان، معاونت وزیر راه و ترابری و معاون بنیاد مستضعفان و جانبازان به چشم می خورد، در زمان شهرداری احمدی نژاد معاون فنی و عمرانی شهردار تهران بود.
در دولت نهم نیز به سمت معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی منصوب شده بود و ریاست کمیته ملی المپیک را نیز بر عهده داشته است.
در سال ۱۳۸۸ و توسط محمود احمدی نژاد به عنوان وزیر پیشنهادی دولت برای وزارت وزارت نیرو به مجلس شورای اسلامی معرفی شد اما مجلس به وی رای اعتماد نداد.
برخی از سوابق اجرایی :
▪ عضو شورای جهاد سیستان و بلوچستان 
▪ معاون وزیر راه و ترابری 
▪ معاون بنیاد مستضعفان و جانبازان 
▪ معاون فنی و عمرانی شهرداری تهران 
▪ معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی "
 
خوب با افتخار که چی بگم یجوری باید معرفی کنم :
 
ادامه مطلب هم داره ...

ادامه مطلب

 
 
[ پنج شنبه 19 خرداد 1390  ] [ 10:27 PM ] [ یه آشنا ]

 راستی منتظر پست ویژه من که هستید . با عنوان :

 

مردی برای تمام فصول ....

 

    ......Coming Soon 




 
 
[ پنج شنبه 19 خرداد 1390  ] [ 6:25 PM ] [ یه آشنا ]

 گفتن اینجوری باید حرف بزنی ، اینجوری پست بدی و از این جور چیزا ...

من مثل یه مرد گفتم : نه ، من هر چه دلم بخواد میگم . اینجا یه کشور ازاده . مردم حق دارن هر چه می خوان بگن . 

شما حق ندارید کسی رو وادار به گفتن چیزی کنی که نمی خواهد .

خوب هر چه دلم خواست گفتم ..... 

و بعدش :

عزیـــزم مطمئنـــی ؟!

 

یه نگاهی کردم : گفتم نه بابا غلط کردم ! هر چه شما بگید .... 




 
 
[ پنج شنبه 19 خرداد 1390  ] [ 6:04 PM ] [ یه آشنا ]

 خدمتتون عارض شم که وبلاگم چشم نخوره ، ســـــ3ــــــه صفحه شده ...

این لحظه تاریخی رو تو ذهنتون نقش ببندید . 

.

نظر کاربران : خدا بیشترش کنه . خدا واست نگه داره این وبلاگ در پیتی رو !

.

.

نتیجه : خود تو ذوقم !صندوق نظرات دوباره غیر فعال شد . همش تقصیر خودتونه بعد نگید که نکفتی !!




 
 
[ پنج شنبه 19 خرداد 1390  ] [ 3:24 PM ] [ یه آشنا ]

 وب شهر یه تیتر زده بود به این نام :

درس بزرگی که استیو جابز بیمار به مسئولان ایران داد!

 " دیروز کنفرانس اپل بود. صرفنظر از اینکه اصلا” این کنفرانس چه محتوایی داشت و شخص استیو جابز کیست یک چیز برای من درس بزرگی بود. درس متعهد بودن به کاری که می کنی! ولو اگر خودت معلوم نباشد تا کی اصلا” زنده هستی!
جابز مدتهاست سرطان دارد و شاید اگر فناوری برتر دنیا در این زمینه که در کلینیک تخصصی سرطان در کالیفرنیا وجود دارد به کمک او نمی آمد زودتر از این حرفها وداع کرده بود. دیروز او در شرایطی به کنفرانس آمد که وضعیت جسمی او کاملا” هویدای ضعف مفرط بدنی اش بود. موجودی نحیف که حتی با آن کسی که 3 ماه قبل در معرفی ایپد 2 دیدیم خیلی فرق میکرد.
 
اما آنچه باید درس برای همه ایرانیان باشد متعهد بودن او به کارش است. او میلیاردها دلار پول دارد. اصلا” نیازی نیست بیش از این پول بخواهد چون تا سه نسل بعد از او هم می توانند در رفاه مطلق به معنای واقعی کلمه بخورند و بخوابند! تشنه پول هم نیست اما تشنه پولسازی است. نیازی به دیده شدن بیش از این هم ندارد. آنقدر معروف است که میتواند تا سالها فقط برود مصاحبه کند و همه ببینند و بارها قصه او را بشنوند.
 
او با وضعی بر روی سن کنفرانس رفت که مشخصا” حاکی از آن بود که کاهش وزن شدیدی داشته و بر اثر درمانهای شیمیایی سرطان بسیار ضعیف شده است. اما چون میدانست میلیونها نفر منتظرند ببینند او چه خواهد گفت آمد! اصلا” اگر جز این شخصیت از او سراغ داشتند که کسی منتظرش نبود! همه میدانند همه چیز کار او نیست اما میخواهند از زبان او بشنودند. چرا؟ "
 
 
خوب به نظر شما این فرد شاهکار کرده یا شاخ غول شکسته ! نه بابا از بیکاری ترسیده گفته برم یه خبری بگیرم اونجا چه خبره !
 
بابا شما تو کتاب رکوردهای گینس رو نگاه کنید . هر رکوردی باشه ایرانی ها تو صدراً !
 
ما بابا داریم عزراییل اومده رو سرش : رفیق دور تو تموم شده . بیا کفه مرگتو بذار زمین . هم تو راحت شی ، هم ما سرمون شلوغه هم یه ملت از دستت راحت شن !
 
طرف میگه : دبیا ! من تازه کل کل جوونیمه ! من تازه می خوام Present بشم . برم با " اوبامنه " عکس یادگاری بگیرم . تازه هیلاری جونم هم میاد . می خوام واسش یه ص.............. !؟ 
 
فرشته می گه : نعوذبالله ! ترش نکنی رفیق ! سر پیری و معرکه گیری ...بابا طرف شوهر داره و چند روز پیش تازه دخترشو رد کرده به یکی دیگه ! مراعات ریش و سبیلتو بکن .  تازه اونم که به دهنت انداختن President است نه اونیکه تو میگی .
 
آره رفقا . ما ادمابی تو ایرون خودمون داریم که دست استیو رو از پشت بستن . تازه منتظر پست بعدی باشین تا یکی دیگه از شاهکارهای خلقتو بهتون نشون بدم .
 
 




 
 
[ پنج شنبه 19 خرداد 1390  ] [ 2:28 PM ] [ یه آشنا ]

تعداد کل صفحات : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  

درباره وبلاگ

" یه آشنا " یکی مثل شما . حرفاشم مثل شما . فکراشم مثل شما .
موضوعات
آمار وبلاگ
  کل بازدید : 38326 نفر
  كل مطالب : 151 عدد
  كل نظرات : 0 عدد
  تاریخ ایجاد وبلاگ : چهارشنبه 11 خرداد 1390 
  آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 19 مرداد 1390